تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - پیاده روی دل !
تاریخ : جمعه 21 آذر 1393 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

تو می روی کربلا با شوق و من ، می مانم پشت اتوبوس دارچینی کاروانتان ، بغض کرده و پر افسوس ! تو می روی پیاده با دست و پایت و کیسه ی خوابی که تو را در شبهای نجف تا کربلا در آغوش بگیرد و من، می مانم اینجا بی تو اما می آیم با برگه های دعایی که با تو روانه کرده ام به نجف و کربلا . تو می روی به مسجد سهله ، حرم علی علیه السلام ، حرم حسین مظلوم علیه السلام و برادر رشیدش و می خوانی ناله های دلم را آنجا و من ، می مانم و روحم را راهی کربلا می کنم ... من می مانم و چشمانم را می بندم و پشت سر هم اشک داغ می کنم برای دل نالایقم!

آری دروغ است بگویم اشکم فقط برای پر نکشیدنم به زمین کربلا است پس می گویم برای تو هم اشک می ریزم همسر نازنینم ! تو که نوه ی حسینی و جدت بی عروسش تو را طلبیده ... تو که هدیه ی خدای پرورش دهنده ی منی و دوری ات را مایه آزمایش من قرار داد ه ...

تو می روی با خیل پیاده های کربلا و می گویی : لبّیکَ یا حسین ! و من ، می مانم و روحم هر از گاهی پا به پای تو می شود و می خواند السلام علیک یا اباعبدالله . تو می روی و صحن و سرای علی علیه السلام را می بوسی و بوی عشق افزون شده ات به علی علیه السلام را با خود به تحفه می آوری و من ، می مانم و فقط افتخار می کنم به اینکه همسرم زائر علی علیه السلام بوده ...من مانم و می گریم و آرزو می کنم قبل لحظه ی مرگ که علی علیه السلام مولایم به بالینم می آید تا ببیند مومنم یا کافر !؟؛ زیارت کنم ضریح جسم بی جانش را و روح تقوایش را به آغوش بکشم. تو می روی و اولین لباس نوزادی دخترمان فاطمه را به ضریح علی علیه السلام متبرک می کنی و من ، می مانم و با فاطمه مان نجوا می کنم که برای مولایت علی علیه السلام ، فاطمه باش و با زهرای اطهرش خود را محشور کن !

تو می روی تا به دست و پایت بیاموزی هر طوری که باشد سرد ... گرم ... بی خطر ... با خطر ... با عیال ... بی عیال به سمت حسین علیه السلام باید بروند و من ، می مانم تا به دلم بیاموزم صبر در راه حسین علیه السلام و به خدا سپردن همسرم در راه او را ... و تمرین کنم عاشقی را برای او .

تو می روی تا فاطمه مان پدری با عشق حسین علیه السلام داشته باشد و من ، می مانم تا مادری امانت دار برای دخترمان باشم . تو می روی به سلامت و الهی برگردی به سلامت  و من ، می مانم تا روزی به سلامت سه نفری مان به زیارتش برویم و کوله هایمان را بیش از پیش از عشق و معرفتش آکنده کنیم .

تو می روی تا نشان دهی آمدن یک نفر هم بیشتر به پیاده روی اربعین در کربلا ، شیعه را سرفراز و امام عصر منتظرمان را خشنودتر می کند و من ، می مانم تا چشم انتظاری را بچشم و اضطرار دعا برای سلامتی عزیزم را درک کنم .امید که در خلال این رفتن ها و ماندن ها و چشم انتظاری ها ، روحمان برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به معنای حقیقی انتظارش نزدیکتر شود .

 

+ اربعین حسینی را به همگان تسلیت می گویم .

+ خدایا تمام زائران حسینی را  به سلامت به وطن شان بازگردان و ما را پیرو حقیقی امام حسین علیه السلام قرار ده . آمین

  




طبقه بندی: برای همسرم سید سلمان ! ، خاطره، دینی، عرفانی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای