تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - اندر مقامات امام حسین علیه السلام (10)
تاریخ : شنبه 8 آذر 1393 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

+ بخشهایی از کتاب الخصائص الحسینیه تالیف آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری و ترجمه ی آیت الله حاج میرزا محمد حسین شهرستانی که نام فارسی این کتاب " اشک روان بر امیر کاروان " می باشد .

+ باب مقایسه خصوصیات برتر امام حسین علیه السلام نسبت به یحیی علیه السلام را در دو لباس شُکر قبلی (دو پست قبل) دوختیم و این لباس مقایسه خصوصیات برتر آن جناب نسبت به موسی علیه السلام می باشد.

 

 

باب موسی علیه السلام : چون حضرت حسین علیه السلام از مدینه بیرون رفت ، تلاوت نمود آیاتی که متعلق به موسی علیه السلام در قضیه فرارش از فرعون ، و چون به مکه داخل شد تلاوت نمود همچنین بعضی آیاتی را که متعلق است به موسی علیه السلام (1) ، و در این تلاوت ها اشاره است به تطبیق حالات آن جناب بر حالات موسی علیه السلام .

و بیانش آن است که بگوییم : موسی کلیم الله بود و حسین علیه السلام نیز کلیم الله بود به موجب روایتی که از انس بن مالک نقل شده : در خدمت حضرت حسین علیه السلام رفتم تا به نزد قبر خدیجه سلام الله علیها پس آن حضرت گریه کرد و فرمود به من : برو ، انس گوید : به کناری رفتم و مخفی شدم و او مشغول نماز گردید و طول کشید ، پس شنیدم که می گوید :

پروردگا را ، پروردگارا ، تو مولای منی ، رحم کن بنده ای را که پناهش تویی ، ای خدای متعال تو تکیه گاه منی ، خوشا به حال کسی مولایش تو باشی . خوشا به حال کسی که از گذشته هایش نادم باشد و شبها بیدار بماند و شکایت ناملایماتش را پیش تو آورد، چنین بنده ای غم و اندوهی بیش از محبت مولایش ندارد ، چون شکایت از غم و اندوه نماید مولایش او را اجابت کند و لبیک فرماید . چون مبتلا شود و در شب تار تضرع کند ، خداوند او را گرامی دارد و به مقام قرب برساند .

پس جواب آمد : 
لبیک بنده من ! تو در کَنَف حمایت منی ، هر چه گفتی همه را شنیدیم، فرشتگان مشتاق صدای تو هستند ، تو را همین شرف بس که صدایت را شنیدیم ، دعای تو در حجابها جولان می کند ، تو را همین قدر بس که حجابها را برداشتیم ، اگر بادی از اطراف آن بوزد ، در برابر آن به زانو افتد ، هر چه خواهی از من بخواه بدون ترس و وحشت ، نترس که منم خدای متعال .

 و همچنین کلیم الله شد در وقت شهادتش آن خطاب : "یا ایَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه" تا آخر آیه .چنانکه در روایت موسی  صاحب ید بیضاء بود ، یعنی دستش گاهی می درخشید در مقام اظهار معجزه و حسین علیه السلام بیش از  آن را داشت زیرا پیشانی و گلویش می درخشید ، چنانکه زید بن ارقم روایت کرده در وقتی که آن سر مبارک را بر غرفه ی او عبور دادند (2) و بدنش نیز می درخشید ، چنانکه زارع اسدی که بر نهر علقمه زراعت می نمود نقل کرده (3) . موسی به معجزه آب را از سنگ جوشانید از اثر زدن عصا ، و حسین علیه السلام مصیبتش خون از سنگها جوشانید ، چنانکه که در سنگ ریزه های بیت المقدس ظاهر شد (4)و در روایت است هر سنگ و کلوخی که از زمین بر می داشتند در زیرش خون تازه می دیدند از شب یازدهم تا طلوع فجر . (5) و از برایش جوشیدن آبها نیز بوده از چشمه های خلایق از آن چه دیده می شود بلکه هر کس اسمش را یاد کند چنانکه روایت است ، و این صفت ثابت است از برای اسم او با آن خاصیت ، نه به جهت شنیدن مصیبتش از روزی که آسمانها خلق شده ، روزی که تعلیم اسماء به حضرت آدم کردند ، چنانکه در تفسیر آیه شریفه ی " فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَبِّهِ  کَلِماتٍ " وارد است . (6)

موسی از برایش منّ و سلوی نازل گردید ، و از برای حسین علیه السلام چند میوه از بهشت آمد ، گاهی طبق رطب ،و گاهی طعام پخته شده و گاهی انار و به و سیب نازل گردید ، و آن انار در وقت فوت حضرت فاطمه سلام الله علیها مفقود شد ، و به در وقت شهادت امیر مومنان علیه السلام مفقود شد ، و سیب در نزد حضرت حسین علیه السلام ماند تا روز عاشورا ، و حضرت آن را بو می کرد و تشنگیش آرام می شد ، جناب سجاد علیه السلام می فرماید که : چون تشنگی بر آن حضرت غلبه نمود ، دندان خود را در آن سیب فرو برد و چون او را شهید کردند ، آن سیب مفقود شد ، ولی بوی آن باقی است ، و شیعیان خالص در وقت سحر استشمام آن می نمایند .(7)

موسی به سبب طور سینا شرافت یافت به حدی که خداوند به او قسم یاد نموده است به خصوص و حسین علیه السلام نیز چنین است نسبت به زمین کربلا ، بلکه خبر است که طور سینا همان کربلاست . (8)

موسی صاحب عصا است که معجزه بود ، و حسین علیه السلام صاحب شمشیر است که مظهر شجاعت نبویّه بود ،و به آن جناب میراث رسیده بود و مشهور به شجاعت حسینیه شد . موسی دعا کرد که خداوند هارون برادرش را وزیر او قراردهد و حسین علیه السلام همچنین وزیری چون عباس برادرش داشت ، که باعث قوت کمر و زور بازویش بود ، و از این جهت در وقت شهادت او ناله برآورد ، که الان پشتم شکست .

از برای موسی یک دریا منشقّ شد ، تا بنی اسرائیل عبور نمودند و از برای حسین علیه السلام تمام دریاها به موج در آمدند و ماهیان خود را بیرون انداختند و بر آن جناب نوحه کردند و ملکی از ملائکه ی فردوس برین نازل شد بر دریاها ، بالهای خود را پهن کرد و ندا نمود که ای اهل دریا لباس حزن در بر کنید ، که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را سر بریدند (9)، و در روایت دیگر می فرماید که : نزدیک می شود که دریاها منشق شوند ، و بعضی به بعضی فرو ریزند اگر ملک موکّل مانع آنها نشود ، و این در وقتی است که حضرت فاطمه سلام الله علیها گریه و نوحه می کند بر فرزندش . بلکه در بعضی روایات است که این امر مکرر واقع می شود ، و از این جهت فرمودند آیا دوست نمی داری که که از یاوران حضرت فاطمه سلام الله علیها باشی؟ (10)

موسی قبر خود را به دست خود حفر کرد در وقتی که گذشت به مردی که قبری حفر می کرد ،از او سوال کرد که این از کیست ؟ گفت : از یک بنده صالح از بندگان خدا ، گفت : می خواهی تو را کمک کنم ؟ پس کمک کرد او را بر قبر کندن ، و لحد را تمام نمود . آن مرد گفت : بخواب در آن تا ببینم وسعت دارد یا نه ؟موسی خوابید ، پس مقامش را به او نمودند ، طلب کرد که روحش قبض کنند ، پس در همان قبر روحش مقبوض گردید (11)،و حسین علیه السلام چون سه روز دفن نشد ، قبر او را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حفر کرد . بلکه قبور اصحابش را نیز آن حضرت حفر نمود . چنانکه در خبر است که ام سلمه روز عاشورا در خواب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دید غبارآلود ، و فرمود : مردم بر فرزندم هجوم آوردند و او را شهید کردند و من او را کشته دیدم و تا حال مشغول حفر قبور بودم برای حسین علیه السلام و اصحابش . (12)

موسی  را چون آل فرعون از میان گرفتند ، خواهرش آمد و از دور نگاه می کرد ، که عاقبت امر او به کجا می رسد ، پس دید خاتون های مصر او را به فرزندی برداشتند و دست به دست و دامن به دامن می دهند ، و تمام زنهای شیرده را از برای دایه گی او جمع نمودند و آن جناب پستان ایشان را قبول نمی کند ، پس خواهرش آمد و گفت : من اهل بیتی سراغ دارم  از برای کفالت او ، تا آخر قصه .(13)

و حسین علیه السلام چون از بالای اسب بر روی خاک افتاد ، آل ابوسفیان گرد او گرفتند و خواهرش از خیمه بیرون آمد ، که ببیند عاقبت امر او به کجا کشیده ، پس دید او را طعمه نیزه ها و شمشیرها ، فریاد برکشید و استغاثه کرد به لشکر ، و فرمود : ای پسر سعد آیا ابوعبدالله کشته شد و تو به او نظر می کنی ؟(14)

موسی چون اهل خود را برد و به طور سینا رسید ،و سرما و باران در شب زمستان ایشان را دریافت و نتوانستند آتش روشن نمایند ، پس به اطراف نگاه کرد ،و از دور آتش را دید ،و به اهلش گفت : توقف کنید که من آتش یافته ام ،می روم شاید از برای شما پاره ای بیاورم ، یا راهی بیابم (15)اگر خواهی قصد کن کلیم الله را ، یا قصد کن حسین علیه السلام پسر رسول الله را که به اهلش فرمود : من در وادی مقدس و بقعه مبارکه آتشی یافتم ، پس بیایید با من که خدا خواسته شما را اسیر ببینید . (16)

موسی سبزی گیاه از پوست شکمش ظاهر بود از بس علف نموده بود از گرسنگی (17)و حسین علیه السلام سرخی خون از جمیع اعضایش بدنش و سرش و مویش و پوستش ظاهر بود و لبان مبارکش کبود شده بود از  تشنگی .

 

1-سوره قصص آیه 21 و 22 .

2-بحار 44/194 –مناقب 3/230

3-بحار 45/193 -194-منتخب طریحی 2/61

4-بحار 45/205و 204-کامل الزیارات باب 24 ص 77

5-بحار 45/205و 204- کامل الزیارات باب 24 ص 77

6-بحار 44/245- منتخب طریحی 1/82- سوره بقره آیه 37

7-بحار 45/91-92-مناقب 3/161

8-بحار 98/108-کامل الزیارات باب 88 ص 269

9-بحار 45/221- کامل الزیارات باب 21 ص 67-68

10- بحار 45/208-209- کامل الزیارات باب 26 ص82-83

11-بحار 13/365-اکمال الدین 1/153- امالی صدوق مجلس 41ص 193

12-بحار 45/230-امالی صدوق مجلس 29 ص 120 – امالی مفید ص 319

13-بحار 13/39- کمال الدین 1/148-149

14-بحار 45/55-مقتل ابی مخنف ص 195-196-مقتل خوارزمی 2/35

15-سوره طه آیه 10

16-بحار 44/364-لهوف ص 28

17-بحار 13/28-تفسیر قمی 2/138

 

 

+ ان شاء الله باب اسماعیل ذبیح الله علیه السلام و اسماعیل صادق الوعد علیه السلام و داود علیه السلام در لباس شُکر بعدی روز 11 آذر ساعت 20 دوخته خواهد شد .


طبقه بندی: معرفی کتاب، دینی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای