تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - خلوت محمدی (1)
تاریخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

+ مبعث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به همگان تبریک می گویم .

+ از امروز ان شاء الله تا ماه مبارک رمضان می خواهیم قسمت های مختلف سخنان استاد اصغر طاهرزاده در مورد حدیث معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را هر چهار روز در میان - ساعت 8 صبح به تار و پود لباس شّکرمان بدوزیم تا مگر قلب و عمل مان به سوی خدا و رسولش عروج کند .

+ می دانم شاید برخی قسمت ها مثل همین قسمت اول ، طولانی باشد اما امید که علی رغم طولانی بودن توفیق بهره وری از این رزق معنوی محمدی نصیب مان شود . و من الله توفیق

 

شرح حدیث :

حتماً می‌دانید که حدیث معراج - به قول اساتید بزرگ - دستورالعمل کامل سلوک پیامبرصلی الله علیه و آله است که خدا به عنوان شیخ و راهنمای پیامبرصلی الله علیه و آله به آن حضرت داده و تا کنون احدی عالی‌تر از این دستورالعمل نگفته است و آن‌هایی که به جایی رسیدند، وامدارِ حدیث معراج هستند.در خلوت‌ترین خلوت‌ها، خدا و پیامبرصلی الله علیه و آله با همدیگر سؤال و جواب‌هایی داشتند و راه‌هایی را برای همه انسان‌های معراجی گشودند.

راوی حدیث؛ وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام هستند.

سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت        در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید

حضرت می‌گویند:

«أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله سَأَلَ رَبَّهُ سُبْحَانَهُ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ، فَقَالَ یَا رَبِّ» در شب معراج وجود مقدس پیامبرصلی الله علیه و آله از خدا سوال کرد ای پروردگارم: «أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ»؟ بهترین و افضل اعمال کدام است؟

آدم زرنگ را ببینید، رفته است با خدا خلوت کند، حالا سؤال می‌کند، بهترین و افضلِ اعمال چیست؟

«فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: لَیْسَ شَیْ‏ءٌ عِنْدِی أَفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ» حضرت حق فرمود: در پیش من هیچ عملی بهتر از«توکل» و «رضا به آنچه قسمت بنده‌ام کرده‌ام» نیست.

معنی و برکات توکل

توکل یعنی آنچنان اطمینان به مدیریت و برنامه‌های خداوند نسبت به خودت و جامعه‌ات داشته باشی که تماماً او را در همه امور وکیل خود قرار دهی و مطمئن باشی او با تمام قدرت و در نهایت دقت و حکمت امور بند‌گانش را به عهده گرفته و بندگان باید با اطمینان به خدا از دستورات او پیروی کنند و هیچ دغدغه‌ای نداشته باشند

اولین چیزی که باید از آن طریق دهانِ وسوسه‌گر شیطان را ببندیم، این است که به مبانی نجات خودمان عالِم شویم و بدانیم علم و بصیرتی بالاتر از این نیست که متوجه باشیم همه کاره عالم  خداست. اگر این بصیرت و شعور در ما ایجاد شد شیطان خلع سلاح می‌شود.

خداوند باید به ما شعوری بدهد که نگران وسعت و یا محدودیت عمل نباشیم، نگران غفلت از نقش خدا باشیم.

هرکس اهل توکل شد، کارهای نشدنی برایش شدنی می‌شود. چون همان وقتی هم که ابزارها و وسایل را وسیله‌ی انجام کارها می‌دید، متوجه خدایی بود که از طریق اسباب و وسایل اراده خود را تحقق می‌بخشد و لذا وقتی به او می‌گوید عصایت را بینداز و بعد می‌بیند آن عصا اژدها شد، چون می‌داند پشت این صورتِ اژدهاشدنِ عصا، اراده‌ی خداوند در صحنه است. در عین تعجب، وقتی دستور می‌دهد آن اژدها را بگیر؛ می‌گیرد.  لذا چنین انسانِ اهل توکلی می‌تواند نقش‌آفرین شود و یک تمدن ظالمانه مثل تمدن فرعون را سرنگون کند.

بحث در رابطه با «توکل» بود؛ توکل یعنی انسان به جایی از شعور و بصیرت برسد که قلبش همواره متذکر باشد که خدا او را فراموش نکرده است، و این‌قدر در توسل به اسباب‌ها و جنبه استقلالی برای آن‌ها قائل‌شدن، دست و پا نزند. گفت:

طفــل تا گیــرا و تا پـویـــا نبـــود              مرکبــش جـز گــردن بابا نبـــود

چون فضولی‌کرد و دست ‌و‌پا نمود               در عنـا افتــاد و در کور و کبــود

ما باید خود را چون طفلی بدانیم که خداوند در آغوش رحمت خود قرارمان داده است و بدانیم اگر خود را مستقل پنداشتیم و دست و پای بیجا زدیم، خداوند ما را به خود وامی‌گذارد.

جان‌های خلق پیش از دست و پا                    مــی‌پـریـدنـد از وفــا ســـوی صفـا

چون به امر إهبطوا بنــدی شدنـد                    حبس‌خشم‌وحرص‌وخرسندی شدند

همه این سرگردانی‌ها به جهت آن است که خواستیم بدون توکل به خدا زندگی کنیم و لذا زندگی همراه با وفا و صفا تبدیل شد به زندگی همراه با خشم و حرص و خوشحالی‌های غافلانه. غفلت از توکل و دست و پا زدن در اسباب‌ها موجب می‌شود تا خدا هم ما را به خودمان واگذارد. هرکس بدبخت شد به همین جهت بود که از مدیریت همه جانبه خداوند غافل شد و لذا به جای بندگیِ خدا، خواست خودش کاری برای خود بکند و لذا جای خدا نشست. حتماً ملاحظه کرده‌اید بعضی از جوانان که ازدواجشان کمی دیر می‌شود آنچنان حیران و مضطرب می‌گردند که گویا برای همیشه جزء فراموش‌شده‌ها محسوب شده‌اند. باور کنید این‌ها بعداً در حضور حضرت رب‌العالمین بسیار خجالت می‌کشند که چرا این‌قدر بی‌‌ادب بودیم. در حالی که خدا این قدر مواظب ما بود! و از بس به یاد ما بود این طور زندگی را برای ما مقدر کرد که به ظاهر ما از بقیه عقب افتادیم ولی شامل الطاف خاص او گشتیم. چقدر خوب است که در عین انجام وظایف فردی و اجتماعی، کار خود را به خدا واگذاریم تا خدا هرچه صلاح ما است برای ما مقدر فرماید و ما هم به هر آن‌چه او مقدر فرماید، راضی باشیم. این است معنی توکل. آری! گفت:

گر توکل می‌کنی در کار کن              کار کن پس تکیه بر «الله» کن

اما کار را به حکم وظیفه انجام بده و به جای امید به خود و به کار خود، به خدا توکل کن.

چنانچه ملاحظه کردید؛ فرمود:

«لَیْسَ شَیْ‏ءٌ عِنْدِی أَفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ»؛ نیست در نزد من چیزی افضل و برتر از توکلِ بر من، و راضی‌بودن به آنچه قسمت بنده‌ام قرار داده‌ام. نکته دوم نیز از نکاتی است که در خلعِ سلاح‌کردنِ شیطان بسیار مؤثر است و بهترین علم و بصیرت محسوب می‌شود. این که راضی بشوی به آنچه که خدا به تو داده است، و مسلّم بدانید بهتر از این حرف برای نجات بشر حرفی در عالم نیست. آن‌کس که بدبخت و دزد شد، لات و جیب‌بُر و مالِ مردم‌خور شد، همه به جهت غفلت از همین نکته بود. روز اول به آن‌چه خدا به او داده بود راضی نشد و غافل شد از این‌‌که پروردگار، او را فراموش نکرده است، بلکه بهترین شرایط همین است که خداوند برای او شکل داد و راه ارتباط صحیح با خدا در همان شکلی است که خداوند برای او قرار داده است، چون این مسئله را فراموش کرد، به اعمالی دست زد که منجر به بدبختی دنیا و آخرت او شد.

پیامبر خداصلی الله علیه و آله در حدیث قدسی از قول خدا نقل می‌کنند که بعضی از بندگان من «لا یُصْلِحُ لَهُمْ أمْرُ دینِهِمْ إلاّ بِالْغِنی ...» امر دین‌شان اصلاح نمی‌شود مگر با داشتن ثروت و سلامت بدن. و لذا آن‌ها را در داشتن چنین شرایطی امتحانشان می‌کنم. و بعضی از بندگانم «لا یُصْلِحُ لَهُمْ أمْرُ دینَهُمْ إلاّ بِالْفاقة ...» امر دین‌شان اصلاح نمی‌شود مگر با فقر و بیماری. و لذا آن‌ها را در چنان شرایطی امتحان می‌کنم. و بعد می‌فرماید: «اَنَا اَعْلَمُ بِما یُصْلَحُ عَلَیْهِ اَمْرُ دینِ عبادیِ الْمؤمنین ...» من به آنچه برای اصلاح امر دین بنده‌های مؤمنم مفید است، آگاه هستم.

یعنی به جهت مهربانی با بندگانش است که امکانات را متفاوت بین آن‌ها تقسیم می‌کند، می‌داند که ما با چه چیز و با چه امکاناتی نجات پیدا می‌کنیم. مگر می‌شود ما را یادش برود؟ تمام شرایطِ تعالی ما را فراهم کرده است. در قرآن می‌فرماید:

«لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْكُمْ كِتَابًا فِیهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ»؛  در حقیقت ما كتابى به سوى شما نازل كردیم كه یاد شما در آن است، آیا نمى‏ اندیشید.

در واقع می‌خواهد بفرماید: اگر کمی فکر کنید می‌بینید در سراسر این قرآن ما به فکر شما بوده‌ایم و برای نجات شما آن را نازل کرده‌ایم. ما باید این نکته را خیلی محکم بگیریم و بگوییم خدایا! ما از آنچه برای ما مقدر فرموده‌ای راضی هستیم. خدا می‌داند همه بهشت‌ها در چنین حالتی ظاهر می‌شود و حجاب‌های ظلمانی از جلو قلب ما کنار می‌رود و زمینه ارتباط با خدا به نحو بسیار مطلوبی فراهم می‌گردد و به عبارت دیگر قلبتان باز خواهد شد، و امکان ارتباط با حقایق برایتان فراهم می‌شود .

 

+ قسمت بعدی خلوت محمدی ، ان شاء الله دهم خرداد ؛ ساعت 8 صبح به تار و پود لباس شّکرمان دوخته خواهد شد  تا مگر قلب و عمل مان به سوی خدا و رسولش عروج کند .

 

+ خدایا خلوت مان با خودت را محمدی کن . آمین  


طبقه بندی: دینی، عرفانی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای