تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - لباس حیا (3)
تاریخ : شنبه 6 اردیبهشت 1393 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

خلاصه فصل خودآرایی با تجلیات روحی از کتاب آیین بهزیستی اسلام ، جلد چهارم(پوشاک)؛ دکتر احمد صبور اردوبادی

قسمت سوم (آخر)

از مجموع آنچه گفتیم می توان نتیجه گرفت که انسانها باید زشتی ها را همچنانکه از ظاهر حذف می کنند ، از باطن و اعماق روح خود نیز حذف نمایند ، و همچنانکه به آرایش ظاهر می پردازند به آرایش درون نیز عیناً بپردازند و اگر دل و جرات در مهار کردن نفس و محدود کردن شعاع عمل و اثر صفات منفی و ریشه کن کردن  رذائل اخلاقی را ندارند ، لااقل از سرایت و بروز آثار آنها به ظاهر جلوگیری کنند . همچنین می دانیم که پوشاندن معایب به غیر از یک مورد (یعنی مورد تزویر و ریا ) خود از اهم وظایف اجتماعی است که نه تنها به اقتضای حال عرف و جامعه و تجربه و مشاهده بلکه حتی از نظر شرع نیز حائز اهمیت است که اصل آن برمی گردد به تزکیه نفس و تقوای حقیقی ، اما در مقام اضطرار و در حداقل تا به سر حد ترک خلاف و گناه علنی توصیه شده  و بلکه در مرتبه ای برای جلوگیری از شبهه ( مورد سوء ظن و اتهام واقع نشدن ) ، دوری از هر کار یا عمل مفید و مثبتی که بنا به سوابق سوء ذهنی عموم ، در انظار قابل اشتباه با یک معصیت و خلاف واقعی بوده ، جزء تکالیف هر مومن است یعنی به هر صورت نباید موجب نفرت در دیگران را فراهم کرد و برعکس توصیه شده به جلب نظر مثبت و موافق و تحبیب قلوب که عطر زدن و خود آرایی معقول و مشروع از آن جمله اند .

پوشاندن نقائص در سه مقام یا به سه صورت امکان پذیر است :

اول : رفع کامل نقائص روحی و اخلاقی که اساسی ترین روش در انسان سازی بوده و رکن دین است .

دوم : جلوگیری از نقائصی که شخص قادر به رفع آنها نبوده یا نشده ( یا کلا به فکر آنها نبوده ) از راه ریا و تزویر که در حقیقت گول زدن دیگران بوده و همواره همراه است با گول خوردن خود شخص ریاکار ! که هرگز به جایی نرسیده و بالاخره رسوا می گردد و همه محبوبیت ها را که طی سالیان به دست آورده در یک لحظه در افکار عمومی از دست می دهد .

سوم : پوشاندن نقائص روحی ای که شخص بنا به علل و جهاتی قدرت و جرأت اصلاح کامل و رهایی خود از آن نقائص را ندارد اما از داشتن آنها هم وجداناً راضی نبوده و در پیش همگان احساس خفت و حقارت می کند و به خودی خود همواره شرمنده است . در این مقام برخورداری از اهم فضایل یعنی "عفت و حیاء " بزرگترین نقش را در اصلاح روابط انسانی و اجتماعی بر عهده گرفته و در عین حال قدرت خویشتن داری شخص را در اندرونش افزایش می دهد ، و همین خصوصیت در زیبا جلوه گر ساختن انسانها از نظر همدیگر نقش بسیار مهمی دارد  زیرا در این صورت هم آثار سوء نقائص ظاهراً غیر قابل اصلاح ، به خارج سرایت نکرده و موجب خفت و خواری شخص در انظار و برانگیختن نفرت دیگران نسبت به شخص فراهم نمی شود و هم انسانها در تماس از ورای عفت و حیا از نظر همدیگر دوست داشتنی ترند .

حیا مایه ی اصلی و حقیقی و اولیه ای است در تجلی زیبایی در وجود آدمی که محبوبیت حقیقی شخص در اصل به آن بستگی دارد و هم این نوع حیا است که در دلهای آدمیان ایجاد محبت کره و قلوب انسانها را معطوف و مجذوب افراد عفیف و با حیا می سازد و در واقع می توان گفت این نوع حیا جایگاهش در دل آدمی است و منشعب از وجدان است پس از جمله خصلتهای فطری و اولیه ی هر دل پاکی است که زشتی ها را پنهان و زیبایی ها را متجلی می سازد . حتی می توان گفت حیا اولین نقش را در تجلی زیبایی روح بازی می کند تا آنجا که اگر کسی از همه ی فضایل اخلاقی برخوردار بوده اما از عفت و حیا بی بهره باشد نه تنها دوست داشتنی نیست بلکه نفرت انگیزتر هم هست پس ایجاد کمال مراتب لطف و صفا و زیبایی روح انسان ، در اختیار حیا است .

با توجه به یکی از معانی حیا که شرم و شرمساری در لغتنامه ها ذکر کرده اند ؛ باید یادآور شد که خود شرم و شرمساری یا به طور کلی انفعالات روحی ناشی از شرم و حیا نقش مهم و غیرمستقیمی در تجلی زیبایی روح بازی می کند به این معنی که هر شرمساری حقیقی همواره همراه با یک انکسار قلبی یعنی نوعی دل شکستگی است گرچه در همه انسانها می تواند عامل مؤثری در ایجاد ملاحت و زیبایی حال درون باشد اما آثار معنوی آن در دلهای پاک و صاحبان تقوا و ایمان ، به مراتب بالاتر است از افراد عادی ! تا آنجا به دنبال چنان انکسار قلبی ، چهره مؤمن نورانی تر می شود و باز به خاطر همین انکسار پس از آگاهی از قبح اعمال یا ارتکاب گناهان است که احساس ندامت قلبی از چنان لغزش و خطایی به خصوص با اقرار لفظی و اعتراف به گناه می تواند کفاره گناه محسوب شده و تحت شرایطی مقبولیت توبه را به همراه آورد و باعث تغییر و تحول بزرگی در مومن شود .

علت افزایش تجلیات روحی و احساس زیبایی در باطن و ظاهر شخص به دنبال انکسار قلبی ، بر می گردد به تقلیل و تخفیف و بلکه انهدام کامل عارضه ی "خودخواهی " در شخص، که در شرایط عادی از بزرگترین عایق های تجلی روحی به شمار می رود .

بنابراین از جمله آثار مفید برخورداری از عفت و حیا ، همان متأثر شدن روح و وجدان آدمی از آثار سوء زشتی ها و گناهان است که شخص را در انظار منفور ساخته و اگر این تأثر قبل ارتکاب به گناه صورت گیرد ، دراین صورت حیا و عفت به عنوان یک نیروی بازدارنده هستند . پس شرم و حیا در هر صورتی (چه بعد ارتکاب به عمل قبیح چه قبل ارتکاب به آن )بر بی شرمی و بی حیایی که امروزه بسیار زیاد شده !! نسبت به حال فرد و جامعه مفیدتر است . 

و اما حیا بر حسب نوع اثر و عمل می تواند به سه مرتبه تقسیم شود :

اول : آن نوع حیا که مانع رسوخ و نفوذ و پیدایش فکر و نیت یا میل ارتکاب به خلاف و زشتی ها در دل می گردد که در این مقام " حیا در مرتبه کمال قدرت است " و شخص را از تمام آفات و بلاها و در هر عصر و دورانی محفوظ داشته و ضامن بقاء پاکی روح و تجلی زیبایی درون به بیرون است . در این مقام حیا خود در حکم عفت و عصمت است و یا لااقل از لحاظ ارزش و اثر وجودی هم ردیف آنهاست .

دوم : حیاء در چنان مرتبه ای که ولو به هر علت ، فکر و نیت یا میل ارتکاب به خلاف و قبایحی پدید آید و در ذهن شخص برای خود شکل گرفته و افکار و عقاید و او را تحت تأثیر قرار دهد ، اما با این همه به یاری عقل و درایت و دور اندیشی ، شخص دل و جرأت ارتکاب آن فکر و نیت را در عمل نداشته و چنان فکر و اندیشه خلاف و قبیحی در عمل هرگز پیاده نشود ، که موجب سبکباری از معاصی و گناهان گشته و راه ترقی و تکامل را بر او نبندد . این مقام حیا هم ردیف شرم است اما نه شرم مطلق که قدرتی در حد عفت داشته باشد ، بلکه شرمی در حد شرم عادی و دوری از عمل به زشتی ها که با این حال به دلیل عزت نفس آگاهانه ای ، انصراف از ارتکاب زشتی ها در عمل ، را سبب می شود . در نهایت درجه عزت نفس در مرتبه اول حیا بیشتر از این مرتبه است . این نوع حیا هنوز از عزت نفس آنقدر متأثر هست که شخص در خلوت هم حاضر به ارتکاب عملی خلاف و قبیح نیست .

سوم : حیا در چنان رتبه ضعیف و ناتوانی قرار گیرد که نه قادر به مهار فکر و نیت و میل به قبایح در دل گردد و نه قدرت پیشگیری انتقال آن به عمل ، بلکه تنها مانع ارتکاب به خلاف و قبایح در حضور غیر می تواند می باشد ، و این حد نازل حیا است . که هم ردیف شرم در عوام مردم است یعنی " شرم حضور "  که اگر حضور غیر نباشد برای ارتکاب قبایح مانعی نخواهد بود ! و این پایین ترین عزت نفس است که شخص در انجام قبایح از خود خجالت نمی کشد و منفعل نمی گردد اما از دیگران احساس شرم می کند یعنی به خاطر مصلحت های خود و تأمین رفاه و سعادت و ارضاء روح و راحتی وجدان خویش از ارتکاب  به خلاف خودداری نمی کند اما به خاطر رضای غیر و اینکه او را به دیده ی حقارت ننگرند یا از او متنفر نباشند ، از ارتکاب به زشتی ها خودداری می کند .

با توجه به توضیحات فوق می بینیم که حیا حتی در رتبه سوم هم تاثیر تحبیب قلوب را دارد و اگر در جامعه ای مردم به خاطر شرم حضور هم با حیا باشند ، باید قدر آن را دانست زیرا امید به پیشرفت های اجتماعی آنها به دلیل محبت بین قلوبشان وجود دارد اما اگر همین شرم و حیا هم از بین رود یعنی وضعیتی شبیه عصر حاضر !! باید اجتماع انسانی چنین مردمی را در حال سقوط و هلاکت دانست .


+ با تشکر از تمام دوستانی که با وجود طولانی بودن لباس های حیا ، به آنها کوک توجه دوختند . امید که خداوند لباس حیا را بر عمل و اندیشه مان بدوزد . 




طبقه بندی: معرفی بحث، معرفی کتاب، دینی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای