تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - لباس حیا (1)
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

 خلاصه فصل خودآرایی با تجلیات روحی از کتاب آیین بهزیستی اسلام ، جلد چهارم(پوشاک)؛ دکتر احمد صبور اردوبادی

قسمت اول

اساس محبوبیت آدمی در پیش دیگران ( حتی عوام الناس که از سلامت قلب بهره ای داشته باشند ) منحصراً در گرو تجلی زیبایی درونی است که مکمل آرایش و پیرایش و هر نوع زیبایی بیرونی تواند بود که روح آدمی در محدوده ای از اخلاق و مکارم اخلاق رشد کرده و به ادراکات عالیتری می رسد و به جهت سلامت قلب و صفای باطن ، آن زیبایی فطری ازلی را در دل احیاء نماید که به غیر آن ، مقبول نیفتد ! به خصوص در محضر صاحبان کمالات روحی و مکارم اخلاقی .

گرچه هر یک از فضیلت ها در ایجاد چنین زیبایی در اندرون آدمی سهمی دارند ، اما آنچه از میان تمام امتیازات روحی و برتریهای درونی بیش از همه در ایجاد احساس زیبایی محض (یا ملکوتی )در درون آدمی نقش مهم و مؤثری بر عهده گرفته عبارتست از « عفت و حیاء !» یعنی چیزی که امروزه در جوامع بشری کمتر به آن دسترسی حاصل می شود  .

به طور کلی باید به این حقیقت اعتراف کنیم که تمدن حاضر از لحاظ " انسانیت " از تمام تمدن های گذشته فقیرتر مانده است یعنی فقیرترین مدنیّت از نظر " انسان دوستی و انسانیت " ! چرا که انسانها با این همه آرایش صوری و ظاهری یا آراستن باطن شان به زیور علوم و فنون و هنرها ، به جهت محرومیت از امتیازات اصیل انسانی با جرات توان گفت که : «انصافاً این انسانها از نظر همدیگر هیچ دوست داشتنی نیستند !! ».

انسانی که از غایت اسارت در خود و خودخواهی ها (یعنی به علت عدم جرات و شهامت رهایی از خود ) و غرق شدن  در امیال و غرایز و شهوات و محرومیت از فضایل انسانی و امتیازات خاص " انسانیت " از کمترین تجلی زیبایی و ملاحت مورد توجه قلوب همنوع ، بهره و نصیبی ندارد ؛ چه محبتی می تواند بین دو دل و دو انسان ایجاد کند ؟!

می توان گفت اولین و مهمترین تغییر و تحولی که در نسل جوان تحقق یافته ، از میان رفتن نیروی بازدارنده ای به نام شرم و حیاء است که مانع سر راهی در رسیدن به اهداف پست و ارضاء غرایز حیوانی است و باعث شده آزادی عمل نامحدودی در جهت غرایز و شهوات نصیب نسل جوان شود که آثار شوم آن روز افزون شده است ! زمان های قبل از این ، تنها مشکل و مانع سر راهی یک نوجوان به آمال و آرزوها و ارضاء امیال و غرایز و فرو نشاندن هوس هایش همین  شرم و حیاء در جامعه و ارتباط و اتصالش به سایر معیارهای عقلی و اخلاقی حاکم بر عرف و اجتماع بود که تا حدودی زنده نگه داشته شده بودند!! اما با انهدام شرم و حیاء و گسترش آن ، اثرات مهم و مستقیمی در روابط انسانها به وجود آمد و بالاخره آدمیان را در نظر هم چیزی شبیه " دیو " یا "هیولائی " زشت و وحشتناک نمود که از دیدار همدیگر نه تنها احساس وجد و سرور و انبساط خاطر نمی کنند بلکه به جهت زشتی درون ،علی رغم زیبایی و آراستگی ظاهری ، نفرت و کراهت انسانها نسبت به هم روزافزون گردید . لازم به یادآوری است که امروزه توجه و عنایت مردم به همدیگر صرفاً در مقام نیاز و حاجت مندی است و لا غیر . تا آنجا که اگر حاجتی نباشد انسانها نه تنها حاضر به رؤیت و رویارویی با همدیگر نیستند و در صورت عدم دیدار حتی پس از ماه ها احساس کمبود نمی کنند بلکه آنچنان فرهنگ و تمدن کذایی بشریت را از لحاظ فضیلت و کمال دست خالی گذارده که در چنین شرایطی ، انسانها غالبا نه تنها دوست داشتنی نیستند بلکه حتی در یک برخورد ساده و گذری نیز موجودی نفرت انگیز بوده و در تکرار برخوردهای بعدی ( که نقائص روحی شان بیشتر آشکار می شود ) نفرت انگیزتر می شوند و در معاشرت و مصاحبت طولانی غیر قابل تحمل و این روابط ناخوشایند طی شناخت بیشتر از یکدیگر ادامه دارد تا آنجا که به کینه و عداوت نسبت به هم کشیده می شود .   

شاید این تعبیر ، مغرضانه یا بدبینانه یا ظاهربینانه تلقی شود اما این قبیل مسائل با در نظر گرفتن شرایط زمانی ما ، امری بسیار عادی و طبیعی است! حتی در پیشگویی های امامان معصوم علیهم السلام شرایط چنین دوره هایی که "عاطفه " از میان مردم رخت بربندد با عبارات ساده تر و رساتر بیان شده ، به طوریکه روایات معتبر به نقل از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چنین می خوانیم : « زمانی فرا می رسد که مردم ، نام شان را بشنوی بهتر است که روی شان را ببینی و روی شان را ببینی بهتر است تا آنان را بیازمایی ...»(1) و خلاصه آنکه ارزش و اعتبار انسانها از نظر همدیگر با پوشش و آرایش گرانبها بالاتر نمی رود و این چنین ظاهری فقط ظاهر بینان را گول می زند . ولی روح آدمی به طور فطری در جستجوی آن نوع کمال و زیبایی است که همواره از اعماق روح انسانهای شایسته و وارسته و صاحبان کمالات و فضایل سرچشمه می گیرد ؛ و « عفت و حیاء » از مهم ترین فضایلی است که نقائص را پوشانده و کمالات را متجلّی می سازد ولی در عصر حاضر از این دو امتیاز خبری نیست !

باید به خاطر آوریم که در اثر جمع شرایط روحی و تجلیات درونی بود که زمان گذشته در میان انسانها محبت وجود داشت و حتی در اثر پاکی قلوب ، مناسبات عادی و برخوردهای معمولی اتفاقی در میان دو جنس مخالف ، گاهی منجر به یک عشق سوزان و چنان جاذبه ی شدید روحی گشته و بالاخره ماجراهای تاریخی را به وجود می آورد . خاطرات بر جای مانده از ماجراهای لیلی و مجنون یا فرهاد و شیرین و عشاق از جان گذشته معدودی ، همه نتیجه ی این ادراک قوی از یک سلسله تجلیات زیبایی روحی بود ه است که امروزه ، آلودگی دلها و اسارت مستقیم شان در بند شهوات هرگز احساس های درونی از یک علاقه ی شهوانی تجاوز نکرده ، و دختر و پسر آزادمنشی!! که قبل ازدواج با هم ، خیال می کردند عشاقی از جان گذشته اند ، چند صباحی پس از پیوند زناشویی و تماس مستقیم و رویارویی بی پرده با آن همه معایب درونی و نقائص روحی و اخلاقی  یکدیگر و فقدان هر نوع آثار فضیلت و کمالی، خیلی زود از همدیگر سیر و خسته و دل زده شده و از خود عدم تحمل نشان می دهند و قهراً از هم گریزان می شوند .

 

+ (1) الملاحم ، سید علی مولانا 

+ قسمت دوم لباس حیا ، ان شاء الله روز سوم اردیبهشت دوخته خواهد شد .

+ میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها را به همگان تبریک می گویم . امید که پیرو و خادم ایشان باشیم . آمین  




طبقه بندی: معرفی بحث، معرفی کتاب، دینی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای