تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - زمستانیه !!
تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

+ هر وقت مامانمو تو گرمای تابستون یا بهار بغل می کنم میگه : زمستون کجا بودی ؟

الان زمستونه و وقت گرم در آغوش گرفتن نزدیکان و دوستان ، نکنه دستاتون تو جیب و سراتون تو یقه هاتون باشه و غافل باشید ! ممکنه بعد زمستون جوابی مثل من بشنوید هااا .

 

 

+ مثل امیر علی (بچه ی داداشم ) تا حالا ندیدم . به قول خواهرم انگار از بهشت اومده ! آخه با اینکه یک سال و هشت ماه بیشتر نداره مثل بزرگترا بهت محبت می کنه !!!وقتی کنارش می خوابی دستشو میذاره زیر گردنت و به زور سرتو بغل می کنه که آروم بخوابی! یا فقط اگه یه خرده حس کنه داره ناراحتت می کنه ، به سرعت بوست می کنه و کار اشتباهشو تکرار نمی کنه . فقط کافیه بگی : آخ ! بدو بدو  میاد ... بوست می کنه... بر می گرده نگاه می کنه آیا خوب شدی یا نه ؟! دو سه روزی که به عنوان مادر! ازش مراقبت میکردم فهمیدم بچه هایی هم هستند که بزرگند !

 

 

+ همیشه چنین بوده است که مهر به ژرفای خود پی نمی برد تا آنکه ساعت فراق فرا می رسد . (جبران خلیل جبران )

 

خدایا عملی  بیدارِ محبت می خوام .




طبقه بندی: خاطره، عرفانی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای