تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - ما تشنه ایم ؟!
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

بخشی آبی از کتاب مردی در تبعید ابدی (سرگذشت ملا صدرا)؛ نادر ابراهیمی

 

صدای جان بخش اذان ملا محمد صدر برخاست ، برخاستنی ! صدای اذان صبحگاهی ، گرچه از فرودست به فرادست پر می گشود، با آن ژرفای شورانگیز ملکوتی که داشت ، همچون یک دسته کبوتر سپید سپید بود که از آسمان بر صحن حرمی بنشیندصدا در سینه ی صبح بلورین از جنس غم بود و از جنس پروانه ،از جنس باران ، شعر ، لبخند ، از جنس مهر خالصانه ی انسان به صفای روح ، از جنس گلاب ناب تازه ی مقطّر ، از جنس شمیم خوش ایمان برگذشته از قبور شهیدان ، صدای اذان صبحگاهی ملا محمد صدر همچون کاروانی راهی زیارت تا دوردست های دشت می رفت .....

مرد دهقانی میگفت: امروز صبح، با اذان فرشتگان، نمازم را آغاز کردم.

عاشقی می گفت:امروز صبح، با صدای باز شدن یک باغ گل محمدی از خواب بیدار شدم .

درویشی می گفت:امروز صبح، من ستاره ای را دیدم که رنگین و آهنگین بر سجاده ام افتاد و اذانی از جنس ستارگان و سنگ های روشن آسمانی برایم ارمغان آورد.

بانوی مؤمنه ای می گفت: شنیدید؟ گویی صدا از عرش می آمد...

و همگان می گفتند: آری صدا از عرش می آمد...

 

 

+ گویی هنوز صدای مردان خدا میاید ...

+ما تشنه ایم ، تشنه ی آسمان / یک استکان ، استکان پریدن بیاوریم (بیتی از غزل یک نابینای شاعر !)

+ اربعین حسینی را تسلیت می گویم و برایتان از خدا پیروی مکتب امام حسین علیه السلام را خواستارم . 

 




طبقه بندی: عرفانی، ادبی، معرفی کتاب،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای