تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - آه از این شهر !
تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 05:16 ب.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی
دلم می خواهد قبرستان بروم ! اما این از آن دلخواست هاست که باید پنهانش کنم و خم به ابرو نیاورم .آری باید پنهانش کنم چون دختر هستم  و برای دختر حتی بین مردگان هم خطر در کمین است ! باید پنهانش کنم چون جوانم و باید هیچ گاه بر زبانم حرف قبر و مردن و مرگ نیاورم ؛ چون هر که بشنود خیال می کند مرده ام نه زنده .

در این شهر هیچ کس نمی داند چگونه منِ جوان میان مردگان ، زنده خواهم شد . هیچ کس نمی فهمد سردی قبرها ، دوباره دستهایم را  برای پذیرفتن زمستانِ زندگی  ، گرم می کند ... آنجا که سکوت سنگ ها معلمم می شود و دیگر بار نمی گذارد دل راهی جز عقل را انتخاب کند ، راهی جز آسان گرفتن زندگی ... صبوری و شکرگزاری . جایی که دوباره خواهم دانست لحظه ی آخری هست و چه بسا همین لحظه باشد ! پس باید خود را برای گفتگویی عمیق با او ، آماده کنم .

آه ...

.

.

.

آه ... که در شهرِ ما مرده ها خوش اقبال ترند از زنده ها ! چون امام زاده عباس* کنار آنها خانه دارد و دستهای غریب مردگان به ضریحش قریبند . و منِ زنده ، حتی نمی توانم دلم برای امام زاده عباس تنگ شود چه برسد برای هم صحبتی پاهای فکرم با قبرها .رفتن به این امام زاده جرم است برای دلِ جوان ! چون به مرده ها گره خورده .

آه از این شهر که امام زاده را سهم مرده ها می داند نه زنده ها ... سهم پیران نه جوانان ... سهم پسران نه دختران 

آری مگر قبرستان نه !! حرم امام زاده عباس را در خواب ببینم و کمی آرام شوم یا رام شوم برای زندگی !

 

*  امام زاده عباس نام یکی از برادران امام رضا علیه السلام است که در همسایگی مشهد الرضا به عشق برادرش ، آرمیده .



+  خدایا ما را ببخش ! چه بگوییم که خوبی هایمان هم بد است چه رسد به بدی هایمان / مضمون قسمتی از دعای عرفه

+ عرفه ی بامعرفتی برایتان آرزومندم .

+ برای شنیدن آهنگ لباس شُکرم ، از مرورگر اکسپلورر استفاده کنید .

  





طبقه بندی: عرفانی، ادبی، دینی، خاطره،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای