تبلیغات
ﻟﺒﺎﺱ شُکر - اخلاق تفکر (1)
تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392 | 11:30 ق.ظ | نویسنده : محجوبه نظیفی

چکیده ی بحث اخلاق تفکر و آشفتگی های جاری ؛ مصطفی ملکیان ؛ قسمت اول 


مداخله اخلاق در قلمرو تفکر، وقتی اثر خود را ظاهر می‌کند که نزاع در عالم تفکر پیش آید. هم چنین وقتی که متفکری بطور یگانه و تنها قصد می‌کند که در میان آرا و نظرات فراوانی که با آنها مواجه می‌شود، اتخاذ موضع بکند. بعضی را بپذیرد و بعضی دیگر را کنار بگذارد.

عالم ذهن، عالم تفکر، عالم عقیده و عالم معرفت هم بخشی از عوالم باطنی ما است و اخلاق در اینجا هم سخنی برای گفتن دارد. یعنی اینجا هم امر و نهی های اخلاقی وجود دارد. اما امر و نهی های اخلاقی نه درباره این که چه عقیده ای را باید داشت و چه عقیده ای را نباید داشت. بلکه درباره اینکه چه سنخ عقایدی به لحاظ منطقی و به تبع آن به لحاظ اخلاقی قابل دفاعند و چه سنخ عقایدی قابل دفاع نیستند، بحث می‌کند. به عبارت دیگر و روشنتر، اخلاق می‌گوید که انسان حق داشتن هر عقیده ای را ندارد.

نخستین متفکری که در جهان، توجه صریحی به این مطلب پیدا کرد، کلیفورد، متفکر انگلیسی زبان اواخر قرن نوزدهم بود. کلیفورد کتابی نوشت تحت عنوان " اخلاق باور " و در این کتاب نشان داد که اخلاق در عالم باور هم سخنی برای گفتن دارد. بعد ها " ویلیام جیمز " فیلسوف و روانشناس معروف امریکایی، آرا و نظرات کلیفورد را پی گرفت .

ویلیام جیمز در تحقیقی که ابتدا به صورت سخنرانی القا شد و بعد ها بصورت کتابی به نام " اراده معطوف به باور " بسط پیدا کرد، سخنان کلیفورد را پی گرفت و به او حق داد که ما از لحاظ اخلاقی حق نداریم که به هر عقیده ای ترتیب اثر بدهیم . یعنی نتیجه این مطلب این نیست بخاطر این عقیده باید محاکمه و مجازات بشوی و یا فلان عقیده را چرا نداری و حتما باید داشته باشی.

ویلیام جیمز برای اینکه نشان بدهد که چگونه اخلاقی هم ناظر به عالم ذهن باید وجود داشته باشد، مطلب را اینگونه تصویر کرده و گفته ما انسانها به تعداد عناوینی که بر ما حمل و بار می‌شود، وظایف و مسوولیتهایی داریم. مثلا اگر بر من عنوان پدر بار می‌شود، از آن رو که پدر هستم، وظایف و مسوولیتهایی دارم. اگر رییس هستم، از آن رو که رییسم، وظایف و مسوولیتهای دیگری دارم. اگر همسر هستم، .... علاوه بر همه این عناوین، یک عنوان دیگر هم بر ما قابل حمل است و آن اینکه ما متفکر هم هستیم. انسان از آنرو که متفکر است وظایف و مسوولیتهایی دارد که به آن مسوولیت یا وظایف عقیدتی و عقلانی می‌گویند.

حال اگر اینطور است، اخلاق در زمینه عقیده و تفکر و معرفت و علم و ذهن چه می‌گوید؟
این چهار مفهوم مفاهیم کاملا متمایز و متفاوت با یکدیگرند ولی در عین حال، مرتبط با هم هستند. خوب، ما مسوولیتمان چیست و اخلاق در این قلمرو چه گفته است؟ اخلاق می‌گوید رعایت قواعد  " منطق " و رعایت قواعدی که در  " تفکر نقدی "  مضبوط است، اخلاقا بر متفکران لازم است. یعنی زمانی که من یک قاعده منطقی را نقض می‌کنم، صرفا همان قاعده منطقی را نقض نکرده ام، بلکه یک جرم اخلاقی را هم مرتکب شده ام.

وقتی من به لحاظ منطقی اقدام به مغالطه می‌کنم، فقط یک استدلال غلط و آفت زده منطقی را ارایه نمی‌کنم بلکه در عین حال مرتکب یک خطای اخلاقی هم میشوم. به زبان ساده تر وقتی که من دارم مغالطه منطقی می‌کنم، علاوه بر اینکه مرتکب مغالطه منطقی می‌شوم، دارم مرتکب گناه هم می‌شوم. منتها گناه یک مفهوم دینی و مذهبی است اما خطا یک مفهوم اخلاقی است.


ادامه دارد ...




طبقه بندی: معرفی بحث، دینی، عرفانی،

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای